







































































به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی صنعت نگارها، مرجع تخصصی اخبار صنعت و پتروشیمیها؛ سال ۱۴۰۵ را، دستکم تا اینجای کار، میتوان یکی از سختترین سالهای صنعت فولاد ایران پس از جنگ تحمیلی دانست؛ صنعتی که طی سالهای گذشته با تحریم، محدودیتهای انرژی، فشار بازارهای صادراتی، رکود داخلی و دشواری تأمین مالی دستوپنجه نرم کرده […]
به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی صنعت نگارها، مرجع تخصصی اخبار صنعت و پتروشیمیها؛ سال ۱۴۰۵ را، دستکم تا اینجای کار، میتوان یکی از سختترین سالهای صنعت فولاد ایران پس از جنگ تحمیلی دانست؛ صنعتی که طی سالهای گذشته با تحریم، محدودیتهای انرژی، فشار بازارهای صادراتی، رکود داخلی و دشواری تأمین مالی دستوپنجه نرم کرده و امسال با چالشی مستقیمتر نیز مواجه شد: حمله و بمباران بخشی از زیرساختهای فولادی کشور.
هدف دشمن روشن بود؛ صنعتی که ستونهای اصلی آن پس از انقلاب استحکام یافته و توانسته بود ایران را در سال ۲۰۲۵، بر اساس آمار سالانه انجمن جهانی فولاد، در جایگاه دهمین فولادساز جهان قرار دهد، باید زخمی و زمینگیر میشد.
اما فولاد ایران، با وجود همه آسیبها، از پا نیفتاد.
آمارهای ماهانه سال ۲۰۲۶ نشان میدهد جایگاه جهانی ایران تحت فشار قرار گرفته و در جدول تجمعی هشتماهه، نام ایران در میان ۱۰ کشور نخست دیده نمیشود؛ واقعیتی که اهمیت بازگشت سریع، بازآرایی ظرفیتها و تقویت زیرساختهای صنعت فولاد کشور را دوچندان میکند.
در میانه همین سال سخت، فولاد خوزستان به یکی از نمونههای مهم این ایستادگی تبدیل شد.
پس از حمله، مسئله تنها تعمیر چند کوره یا بازسازی بخشهایی از زیرساختهای آسیبدیده نبود. شرکت باید نشان میداد که همچنان توان حفظ همزمان تولید، بازار، سرمایه انسانی، سهامداران، زنجیره پاییندستی و برنامههای توسعهای خود را دارد.
بازگشت سریع به چرخه تولید در چنین شرایطی، صرفاً یک واکنش مقطعی به بحران نبود؛ بلکه حاصل ظرفیتی بود که طی سالهای گذشته ایجاد و تقویت شده بود.
این همان نکتهای است که در مدیریت صنعتی کمتر مورد توجه قرار میگیرد:
شرکتها در روز بحران ساخته نمیشوند؛ در روز بحران فقط مشخص میشود که پیش از آن چه ساختهاند.
فولاد خوزستان طی سه تا چهار سال اخیر، آرام و پیوسته، چند حلقه مهم را در کنار یکدیگر قرار داده است؛ از زمزم ۳ بهعنوان یکی از ظرفیتهای مهم تولید آهن اسفنجی گرفته تا پیشبرد پروژه فولاد شادگان پس از سالها کندی، توجه جدیتر به تأمین مواد اولیه، بومیسازی قطعات و تجهیزات، تقویت توان تعمیراتی و فنی، جذب و اتکا به نیروی انسانی متخصص، حرکت به سمت محصولات با ارزش افزوده بالاتر از جمله HBI و نگاه تازهتر به بازارهای صادراتی.
اگر این اقدامات بهصورت جداگانه دیده شوند، مجموعهای از اخبار توسعهای به نظر میرسند؛ اما وقتی در کنار یکدیگر قرار میگیرند، تصویری از یک رویکرد مدیریتی و راهبردی را ترسیم میکنند.
در این میان، انرژی جایگاهی ویژه دارد.
صنعت فولاد ایران طی سالهای اخیر بیش از هر چیز از ناترازی برق و گاز آسیب دیده است. فولاد خوزستان با ورود به نیروگاه خلیج فارس و پیگیری احداث نیروگاه خورشیدی بهبهان نشان داده است که انرژی را صرفاً یک هزینه جاری کارخانه نمیبیند؛ بلکه آن را بخشی از امنیت و تداوم تولید میداند.
در کنار این اقدامات، موضوعات زیستمحیطی نیز در مسیر توسعه شرکت مورد توجه قرار گرفته است؛ اقداماتی همچون اجرای دیوار توری، کنترل غبار، توسعه غبارگیرها، بازچرخانی پساب و پایش آلایندهها، نشانهای از توجه همزمان به تولید، پایداری و مسئولیت زیستمحیطی است.
صنعت فولاد ایران در سال سخت ۱۴۰۵ توان خود را نشان داده است؛ هم توان ایستادگی، هم توان بازسازی، هم توان ادامه صادرات و هم توان اتکا به نیروی انسانی متخصص و دانش فنی داخلی.
اما هیچ صنعتی، حتی اگر از ظرفیت و توان بالایی برخوردار باشد، نمیتواند برای همیشه هزینه ناترازی انرژی، تصمیمهای کوتاهمدت، محدودیتهای صادراتی و بیثباتی سیاستگذاری را به تنهایی پرداخت کند.
فولاد خوزستان و شرکتهایی از این جنس نشان دادهاند که اگر میدان داده شود، میتوانند از تهدید، ظرفیت بسازند.
اکنون نوبت دولت، نظام بانکی، سیاستگذاران حوزه انرژی و دستگاه دیپلماسی اقتصادی است که در کنار این صنعت قرار گیرند.
بازگشت ایران به جایگاه شایسته خود در میان قدرتهای فولادی جهان، با شعار امکانپذیر نیست؛ این هدف به برق و گاز پایدار، صادرات قابل پیشبینی، تأمین مالی پروژههای توسعهای، حمایت از سرمایهگذاری صنعتی و اعتماد به مدیران، متخصصان و کارگرانی نیاز دارد که در سختترین سالها اجازه ندادند فولاد ایران زمینگیر شود.
درس فولاد خوزستان در سال ۱۴۰۵ روشن است؛ در روزهای بیامان، آنچه یک صنعت را نجات میدهد، نه واکنشهای لحظهای، بلکه ظرفیتهایی است که سالها پیش از بحران ساخته شدهاند.
دیدگاهتان را بنویسید