جمعه / ۱۰ مهر / ۱۴۰۵ Friday / 2 October / 2026
×

روابط عمومی شرکت پتروشیمی مارون در خط مقدم جنگ و پساجنگ گزارش ویژه پایگاه خبری و تحلیلی صنعت نگارها از مدیریت ارتباطات بحران در روزهای جنگ ۴۰ روزه تا همراهی با جامعه ماهشهر؛ روابط عمومی پتروشیمی مارون چگونه از یک واحد اطلاع‌رسان به یکی از ارکان ارتباطی سازمان در دوران بحران، تحریم و پساجنگ تبدیل […]

وقتی «پتروشیمی مارون» فقط تولید نکرد، بلکه روایت ایستادگی، انسجام و بازگشت به تولید را مدیریت کرد
  • کد نوشته: 7419
  • منبع: پایگاه خبری و تحلیلی صنعت نگارها
  • ۳۰ شهریور
  • 112 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • روابط عمومی شرکت پتروشیمی مارون در خط مقدم جنگ و پساجنگ

    گزارش ویژه پایگاه خبری و تحلیلی صنعت نگارها

    از مدیریت ارتباطات بحران در روزهای جنگ ۴۰ روزه تا همراهی با جامعه ماهشهر؛ روابط عمومی پتروشیمی مارون چگونه از یک واحد اطلاع‌رسان به یکی از ارکان ارتباطی سازمان در دوران بحران، تحریم و پساجنگ تبدیل شد؟

    در تاریخ صنعت، برخی مقاطع صرفاً با میزان تولید، فروش یا سودآوری سنجیده نمی‌شوند؛ بلکه نحوه مواجهه یک سازمان با بحران است که میزان بلوغ مدیریتی آن را آشکار می‌کند.

    جنگ ۴۰ روزه، برای صنایع پتروشیمی ماهشهر تنها یک بحران امنیتی نبود؛ بلکه هم‌زمان مجموعه‌ای از چالش‌های عملیاتی، انسانی، ارتباطی، اقتصادی و اجتماعی را به مجموعه‌های صنعتی تحمیل کرد.

    در چنین شرایطی، روابط عمومی پتروشیمی مارون با مأموریتی متفاوت روبه‌رو بود؛ مأموریتی که دیگر در چارچوب انتشار اخبار روزمره شرکت تعریف نمی‌شد و به حوزه‌هایی همچون مدیریت ارتباطات بحران، اطلاع‌رسانی اضطراری، حفظ ارتباط با کارکنان و خانواده‌ها، ارتباط با جامعه پیرامونی، روایت استمرار فعالیت و بازگشت به تولید گسترش یافت.

    حمله به بخشی از تأسیسات منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر در فروردین ۱۴۰۵ و ضرورت مدیریت شرایط اضطراری، اهمیت اطلاع‌رسانی رسمی و سریع را بیش از گذشته آشکار کرد. در همان مقطع، اطلاعیه‌های رسمی درباره وضعیت منطقه و اقدامات مدیریت بحران منتشر شد.

    در این میان، روابط عمومی مارون با انتشار اطلاعیه‌های رسمی درباره نحوه فعالیت کارکنان، از جمله اعلام دورکاری نیروهای روزکار سایت ماهشهر و استمرار فعالیت نیروهای عملیاتی نوبت‌کار، بخشی از وظیفه ارتباطی سازمان در شرایط اضطراری را بر عهده گرفت.


    روابط عمومی؛ نخستین سنگر سازمان در برابر خلأ اطلاعاتی

    در بحران، سکوت یک سازمان الزاماً به معنای آرامش نیست.

    گاهی نبود اطلاع‌رسانی دقیق، خود می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری شایعه، نگرانی کارکنان و خانواده‌ها و افزایش فشار روانی جامعه شود.

    اینجاست که روابط عمومی از یک واحد اجرایی به یک مرجع مدیریت جریان اطلاعات تبدیل می‌شود.

    در شرایط جنگی، مخاطبان روابط عمومی دیگر فقط کارکنان و رسانه‌ها نیستند؛ خانواده کارکنان، مردم منطقه، دستگاه‌های اجرایی، نهادهای نظارتی، فعالان اقتصادی و حتی افکار عمومی ملی نیز منتظر دریافت اطلاعات دقیق هستند.

    عملکرد اطلاع‌رسانی روابط عمومی و امور بین‌الملل پتروشیمی مارون در دوره بحران نشان می‌دهد که انتشار اطلاعیه‌های رسمی درباره وضعیت کاری کارکنان و تصمیمات مرتبط با شرایط اضطراری، بخشی از همین فرآیند مدیریت ارتباطات بوده است.

    این یعنی روابط عمومی در شرایط بحران، پیش از آنکه روایتگر باشد، باید مرجع اعتماد باشد.


    مارون؛ از توقف اضطراری تا بازگشت به مدار تولید

    جنگ، فعالیت تولیدی پتروشیمی مارون را نیز تحت تأثیر قرار داد.

    بر اساس گزارش منتشرشده از سوی شرکت، فرآیندهای تولیدی از ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ در شرایط فورس‌ماژور متوقف شد و پس از انجام تعمیرات دوره‌ای، رفع آسیب‌ها و فراهم شدن شرایط لازم، راه‌اندازی مجدد واحدها از نیمه اردیبهشت آغاز شد و اغلب واحدها به مدار تولید بازگشتند.

    این نقطه، یکی از مهم‌ترین بزنگاه‌های ارتباطی برای روابط عمومی بود.

    زیرا بازگشت یک مجتمع پتروشیمی به تولید صرفاً یک خبر فنی نیست؛ بلکه برای کارکنان، خانواده‌ها، سهامداران، جامعه محلی و اقتصاد کشور حامل یک پیام مهم است:

    زیرساخت صنعتی کشور پس از بحران می‌تواند دوباره فعال شود.

    اینجاست که روابط عمومی باید بتواند زبان پیچیده صنعت را به زبان قابل فهم برای جامعه تبدیل کند؛ زبان تولید، تعمیرات، بازسازی، استمرار فعالیت و بازگشت به مدار.


    جنگ تمام شد؛ مأموریت روابط عمومی تمام نشد

    شاید یکی از مهم‌ترین اشتباهات در تعریف روابط عمومی بحران این باشد که تصور کنیم با پایان درگیری، مأموریت روابط عمومی نیز پایان می‌یابد.

    در حالی که دقیقاً از این نقطه، مرحله دوم آغاز می‌شود.

    پس از جنگ، سازمان با مجموعه‌ای از پرسش‌های جدید روبه‌روست:

    چه میزان از فعالیت‌ها از سر گرفته شده است؟
    پروژه‌های توسعه‌ای چه وضعیتی دارند؟
    کارکنان در چه شرایطی قرار دارند؟
    آیا تولید به سطح مطلوب بازگشته است؟
    آیا برنامه‌های توسعه‌ای متوقف شده‌اند؟
    شرکت در برابر تحریم‌ها و محدودیت‌های زنجیره تأمین چه برنامه‌ای دارد؟

    گزارش‌های منتشرشده در ماه‌های بعد نشان می‌دهد برخی پروژه‌های پتروشیمی مارون که به دلیل شرایط جنگی و افزایش ریسک‌های عملیاتی و ایمنی متوقف شده بودند، مجدداً فعال شده‌اند و بعضی از آنها به پیشرفت‌های بالای ۸۵ درصد رسیده‌اند.

    بنابراین، روابط عمومی پساجنگ باید روایت جدیدی را شکل دهد:

    از «مدیریت بحران» به «مدیریت بازگشت».


    ماهشهر؛ جایی که صنعت از جامعه جدا نیست

    پتروشیمی مارون در ماهشهر فعالیت می‌کند؛ شهری که صنعت پتروشیمی بخش مهمی از ساختار اقتصادی و اجتماعی آن را تشکیل می‌دهد.

    در چنین محیطی، روابط عمومی یک شرکت بزرگ صنعتی نمی‌تواند صرفاً به ارتباط با درون سازمان محدود بماند.

    هر تصمیم صنعتی، هر حادثه، هر پروژه توسعه‌ای و هر اقدام اجتماعی می‌تواند مستقیماً یا غیرمستقیم بر جامعه پیرامونی اثر بگذارد.

    از همین رو، ارتباط مستمر با مردم و انعکاس اقدامات اجتماعی، فرهنگی و حمایتی شرکت اهمیت مضاعف پیدا می‌کند.

    در کانال رسمی پتروشیمی مارون نیز نمونه‌های متعددی از اطلاع‌رسانی درباره برنامه‌های اجتماعی، فرهنگی، ورزشی، خانوادگی و مسئولیت اجتماعی شرکت منتشر شده است؛ از برنامه‌های فرهنگی خانواده کارکنان تا فعالیت‌های اجتماعی در شهرستان بندرماهشهر.


    نقش روابط عمومی در اجتماعات شبانه؛ از پوشش رویداد تا تقویت ارتباط اجتماعی

    یکی از ابعاد قابل توجه فضای اجتماعی ماهشهر در دوره جنگ و پس از آن، شکل‌گیری اجتماعات شبانه با محوریت همبستگی و وحدت اجتماعی بود.

    در چنین فضایی، حضور رسانه‌ای و ارتباطی مجموعه‌های بزرگ صنعتی می‌تواند به شکل‌گیری یک تصویر منسجم‌تر از ارتباط صنعت، مردم و جامعه محلی کمک کند.

    با این حال، درباره اینکه روابط عمومی پتروشیمی مارون مستقیماً سازمان‌دهنده این اجتماعات بوده است، برای انتشار یک گزارش حرفه‌ای بهتر است تنها در صورت وجود مستندات رسمی، چنین نسبتی داده شود.

    اما اصل موضوع از منظر ارتباطات سازمانی اهمیت دارد:

    یک روابط عمومی صنعتی در بحران‌های ملی، صرفاً مسئول انعکاس عملکرد کارخانه نیست؛ بلکه بخشی از ارتباط سازمان با جامعه‌ای است که صنعت در بستر آن فعالیت می‌کند.

    همین مرز میان «اطلاع‌رسانی سازمانی» و «ارتباطات اجتماعی» است که روابط عمومی مدرن را از روابط عمومی سنتی متمایز می‌کند.


    تحریم؛ جبهه‌ای که روابط عمومی نمی‌تواند از آن غافل باشد

    جنگ ۴۰ روزه تنها یک آزمون برای توان عملیاتی نبود.

    تحریم، محدودیت‌های اقتصادی، تأمین قطعات، مواد اولیه، کاتالیست‌ها، تجهیزات و دسترسی به بازارهای بین‌المللی نیز بخش دیگری از واقعیت صنعت پتروشیمی ایران است.

    در چنین شرایطی، روابط عمومی باید بتواند تصویری مستند از تاب‌آوری صنعتی ارائه کند.

    کانال رسمی شرکت پیش از جنگ نیز موضوع استمرار تولید مارون در شرایط تحریم و چالش‌های انرژی را برجسته کرده بود.

    پس از جنگ نیز روایت بازگشت تولید و فعال شدن مجدد پروژه‌های توسعه‌ای، بخشی از همین تصویر تاب‌آوری را تکمیل کرد.

    در اینجا یک نکته کلیدی وجود دارد:

    روابط عمومی حرفه‌ای نباید صرفاً دستاورد را اعلام کند؛ باید فرآیند دستیابی به دستاورد را برای افکار عمومی قابل فهم کند.


    روابط عمومی مارون؛ از خبرنویسی تا «معماری روایت سازمان»

    در نگاه مدرن، روابط عمومی موفق صرفاً روابط عمومی‌ای نیست که خبر بیشتری منتشر کند.

    بلکه روابط عمومی باید بتواند برای سازمان، معماری روایت ایجاد کند.

    در مورد پتروشیمی مارون، این معماری را می‌توان در چند محور مشاهده و بررسی کرد:

    ۱. ارتباطات بحران

    انتقال سریع اطلاعیه‌ها و تصمیمات مرتبط با شرایط اضطراری به کارکنان و مخاطبان.

    ۲. ارتباطات درون‌سازمانی

    حفظ ارتباط کارکنان با مدیریت و انتقال پیام‌های سازمانی در شرایطی که فعالیت‌ها تحت تأثیر بحران قرار گرفته است.

    ۳. ارتباط با جامعه محلی

    انعکاس اقدامات اجتماعی، فرهنگی و مسئولیت اجتماعی شرکت در ماهشهر و مناطق پیرامونی.

    ۴. روایت استمرار تولید

    تبدیل بازگشت واحدهای تولیدی به یک روایت قابل فهم برای جامعه، رسانه و ذی‌نفعان اقتصادی.

    ۵. روایت توسعه

    انعکاس استمرار پروژه‌های توسعه‌ای و حرکت دوباره طرح‌ها پس از کاهش ریسک‌های ناشی از جنگ.

    ۶. روایت تاب‌آوری

    تبیین ظرفیت‌های سازمان برای مواجهه با تحریم، محدودیت انرژی، اختلال زنجیره تأمین و بحران‌های عملیاتی.


    سرمایه اجتماعی؛ محصولی که در کارخانه تولید نمی‌شود

    یک شرکت پتروشیمی محصولاتی مانند پلیمر، اتیلن و سایر مواد شیمیایی تولید می‌کند؛ اما یک سازمان بزرگ صنعتی در کنار محصولات فیزیکی، باید یک سرمایه نامرئی نیز ایجاد کند:

    اعتماد.

    اعتماد کارکنان به مدیریت؛
    اعتماد خانواده‌ها به سازمان؛
    اعتماد جامعه محلی به صنعت؛
    اعتماد رسانه‌ها به اطلاعات رسمی؛
    و اعتماد ذی‌نفعان اقتصادی به استمرار فعالیت.

    این سرمایه در شرایط عادی به چشم نمی‌آید؛ اما در بحران، ارزش واقعی آن مشخص می‌شود.

    از همین منظر، روابط عمومی پتروشیمی مارون را می‌توان یکی از حلقه‌های مهم اتصال مدیریت، کارکنان، رسانه و جامعه دانست.


    پس از جنگ؛ دوره جدیدی برای روابط عمومی مارون

    امروز، پس از عبور از یکی از پرریسک‌ترین مقاطع صنعت پتروشیمی منطقه، مأموریت روابط عمومی صرفاً بازگشت به روال سابق نیست.

    دوره جدید نیازمند یک رویکرد جدید است:

    شفافیت بیشتر، روایت دقیق‌تر، حضور رسانه‌ای حرفه‌ای‌تر و ارتباط نزدیک‌تر با جامعه.

    پتروشیمی مارون اکنون علاوه بر تولید و توسعه، با ضرورت تبیین اقدامات خود در حوزه‌های تاب‌آوری، توسعه، مسئولیت اجتماعی، منابع انسانی، محیط زیست و ارتباط با جامعه مواجه است.

    در چنین شرایطی، روابط عمومی می‌تواند از یک «واحد پشتیبان» به یک بازوی راهبردی مدیریت تبدیل شود.


    صنعت نگارها؛ روایت صنعت از زاویه‌ای دیگر

    پایگاه خبری و تحلیلی صنعت نگارها در بررسی عملکرد صنایع کشور، همواره تلاش کرده است فاصله میان «خبر» و «تحلیل» را کاهش دهد و عملکرد سازمان‌ها را نه صرفاً از زاویه آمار و ارقام، بلکه از منظر مدیریت، نیروی انسانی، ارتباطات، مسئولیت اجتماعی و اثرگذاری بر جامعه بررسی کند.

    از نگاه صنعت نگارها، پرونده روابط عمومی پتروشیمی مارون در دوره جنگ و پس از آن، نمونه‌ای قابل بررسی از تغییر مأموریت روابط عمومی در شرایط بحران است؛ مأموریتی که از اطلاع‌رسانی فوری آغاز می‌شود، به مدیریت ارتباطات بحران می‌رسد و پس از پایان بحران، وارد مرحله بازسازی اعتماد، روایت بازگشت به تولید و تقویت ارتباط با جامعه می‌شود.

    این همان نقطه‌ای است که روابط عمومی دیگر صرفاً «خبر تولید نمی‌کند»؛ بلکه روایت سازمان از عبور از بحران را معماری می‌کند.


    جمع‌بندی؛ روابط عمومی در خط مقدم ارتباطات

    جنگ ۴۰ روزه، پتروشیمی مارون را در برابر یک آزمون چندلایه قرار داد؛ آزمونی که یک سوی آن تولید و زیرساخت بود و سوی دیگر آن، انسان، جامعه و ارتباطات.

    توقف اضطراری فعالیت‌ها، مدیریت شرایط ویژه، اطلاع‌رسانی به کارکنان، بازگشت تدریجی واحدها به مدار تولید و از سرگیری پروژه‌های توسعه‌ای، هر کدام بخشی از این دوره را تشکیل می‌دهند.

    در چنین شرایطی، روابط عمومی و امور بین‌الملل پتروشیمی مارون در نقطه‌ای قرار گرفت که باید میان چند جهان ارتباط برقرار می‌کرد:

    میان مدیریت و کارکنان؛
    میان صنعت و رسانه؛
    میان شرکت و جامعه ماهشهر؛
    میان بحران و افکار عمومی؛
    و میان توقف و بازگشت به تولید.

    اگر روابط عمومی سنتی وظیفه داشت خبر سازمان را منتشر کند، روابط عمومی دوران بحران وظیفه‌ای بسیار فراتر دارد:

    مدیریت اعتماد، مدیریت اطلاعات و مدیریت روایت.

    و شاید مهم‌ترین درس تجربه جنگ ۴۰ روزه برای روابط عمومی صنایع بزرگ همین باشد:

    «در زمان بحران، تولید باید ادامه پیدا کند؛ اما روایتِ درست از تلاش برای ادامه تولید نیز بخشی از تاب‌آوری سازمان است.»

    پایگاه خبری و تحلیلی صنعت نگارها
    مرجع تخصصی اخبار صنعت و پتروشیمی‌ها

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *