







































































در میانه تلاطمهای خونین جنگ چهلروزه رمضان زمانی که تهاجم همهجانبهی ائتلاف صهیونیستی و آمریکا با هدف فلج کردن شریانهای حیاتی کشور صورت گرفت ما آموختیم که فولاد تنها یک ماده خام نیست؛ بلکه زبانِ استواری و جوهر مقاومت این ملت است. اگرچه دشمن با هدف ویرانی کورههای عظیم و فلج کردن زنجیره تأمین بر […]
در میانه تلاطمهای خونین جنگ چهلروزه رمضان زمانی که تهاجم همهجانبهی ائتلاف صهیونیستی و آمریکا با هدف فلج کردن شریانهای حیاتی کشور صورت گرفت ما آموختیم که فولاد تنها یک ماده خام نیست؛ بلکه زبانِ استواری و جوهر مقاومت این ملت است. اگرچه دشمن با هدف ویرانی کورههای عظیم و فلج کردن زنجیره تأمین بر پیکرهی صنعت ایران نواخت اما آنچه در دل فولاد خوزستان رقم خورد چیزی جز تجلی ارادهی پولادین ایرانیان نبود.
امروز در آستانهی یک عصر جدید ما نه در میان ویرانهها بلکه در میان فرصتهای بینظیر ایستادهایم فرصتهایی که از دل خاکستر تهاجم جان گرفتهاند. نخست ضرورت بازسازی عظیم زیرساختهای ملی که فولاد خوزستان را به محرک اصلی و بیرقیب اقتصاد دوران بازسازی تبدیل میکند. دوم فرصت جهش در سوی خودکفایی مطلق جایی که با تولید محصولات استراتژیک، زنجیرههای وابستگی به دشمن را برای همیشه قطع خواهیم کرد.
سوم بازتعریف نقش خوزستان به عنوان قطب بیرقیب صنایع سنگین و مرکز ثقل تولید در منطقه، که پس از این بحران قدرت اقتصادی جدیدی را در خاورمیانه رقم خواهد زد. و چهارم ایجاد صنایع تکمیلی و زنجیرههای ارزش افزوده که با تکیه بر دانش بومی اقتصادمان را از حالت آسیبپذیر به حالت تولید تهاجمناپذیر تغییر خواهد داد.
دشمن با هدف تخریب آمد، اما ما با هدف ساختن از میان ویرانهها برمیخیزیم. فولاد خوزستان از این پس تنها یک شرکت تولیدی نیست بلکه موتور محرک «ایران پس از جنگ» و عصای دست اقتصاد نوپدید قدرتمند ماست. زمان آن رسیده است که از آتش جنگ، آهن قدرت بسازیم و هر تیغه و سازهای که از این خاک برمیخیزد مهر شکست دشمن بر پیشانی تاریخ باشد.
🖊 مسلم احمدی
دیدگاهتان را بنویسید